برای تجاوز به آیین و کیش

نمایند افکار مردم پریش

به نام ادب کوته و بس طویل

عبارات بی معنی و بی دلیل

سرهم نمایند ناخوانده درس

ندارند زاهل ادب بیم و ترس

برای نمونه یکی در هزار

دهم شرح آن تا نگردی نزار

زجیغ بنفش و صدای کبود

زدریا که برگشته از آب رود

چو الفاظ را نیست آن را قرین

عقاقی شده با ستاره عجین

سرایند و خوانند با زیر و بم

چنین اند اشعار نو بیش و کم

یکی نیست گوید که ای بی سواد

هر آن کس که گیرد به دستش مداد

تواند به جمع ادیبان رود

حریف ادیب سخن دان شود

ترا قدرت شعر و گفتار نیست

ترا با ادیبان سرو کار نیست

به نشر لغاتی بدون هدف

که نه خود همی فهمی و نی طرف

بگوید سپس چند بیتی جفنگ

که ذکرش بود باعث شرم و ننگ

بخندد هر آن کس که دارد خرد

بر این بی سوادان کمتر ز...