زوضع ادارات و رسم زمان

نمایم حقیقت برایت بیان

سه دسته بود خادم کارمند

اگر نو جوان است یا سالمند

نخست آن که باشد شریف و نجیب

که از مال دولت نریزد به جیب

کند کار خود با صداقت تمام

ندارد توجه به شغل و مقام

دوم آن که با احتیاط تمام

کمی می رباید به عنوان وام

مخارج زیاد و درآمد قلیل

نبد پیش او این عمل بی دلیل

سوم آن که ذاتا بود دزد و هیز

بدزدد ولو آن که باشد پشیز

بود دائما فکر ترفیع و جاه

کند خدمت زیردستان تباه

به دولت و ملت خیانت کند

زدستش برآید جنایت کند