شعر زیر را داود میرزا در سال 1365 خورشیدی زیر عنوان "خلاصه ای از دوران زندگانی ام" سروده است.

يك هزار و دويست با هشتاد

شده سال تولدم آزاد

ليك سنم دو سال كمتر بود

ز آنچه اندر سجّلِ من بِفزود

از براي ورود در خدمت

سن من بوده كم, نبُد بِدعت

بهر تكميل و رفع هر ايراد

شد اضافه دو سال و گشتم شاد

بوده سال هزار و سيصد و بيست

قمري بوده سال اندر ليست

كه به دنيا نهاده ام من پا

در كتابي نوشته بود بابا

بوده ماه تولّدم خرداد

در شب بيست و هفت, بي امداد

اختلاف دو سال در تاريخ

از قمر تا به شمس بوده ز بيخ

يك هزار و دو صد نود با شيش

مه اردي بهشت بي كم و بيش

شدم آن سال داخل خدمت

كه بود شغل خوب و با عزت

سيصد و سي و هفت بود و هزار

كه شدم بازنشسته و بيكار

يافت در مهر, خدمتم پايان

شدم آن گاه شاد با دل و جان

چهل و يك سال با سه ماه تمام

خدمت بنده بوده است به نام

اوّل و آخرش همه با شعر

گفته ام گر بخواني از رهِ مهر